محمود بن محمد حسنى واعظ
20
تفسير شريف البلابل القلاقل (فارسى)
و گفتهاند : تحريم بحيره « 1 » كه در آيت مذكور است . « 2 » قالُوا وَجَدْنا ؛ يعنى : ايشان را از معاصى نهى مىكردند ، مىگفتند : « 3 » وَجَدْنا عَلَيْها آباءَنا : برين يافتيم پذران خوذ را ، وَ اللَّهُ أَمَرَنا بِها : خذاي - تعالى - ما را بمعاصى امر فرموذ . و اين مذهب ايشان ، بميراث باكثر مسلمانان رسيذه است . قُلْ إِنَّ اللَّهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ : بگو اى محمد ! خذاى - عز و جل - بمعاصى امر نفرمايذ . أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ ؛ يعنى : نسبت مىكنيذ ؟ و اين استفهام ، انكارست . و نهى ، متضمن آنست . و العجب كه سياقت آيت به اين قاعده رانند ، و آنگه اعتقادشان بخلاف اين بوذ ، و خذايرا - تبارك و تعالى - تكذيب كنند .
--> ( 1 ) - بحيره : ناقه يا گوسپند كه در جاهليت هرگاه ده بطن مىزاد ، گوش آن را شكافته سرمىدادند تا برود و بچرد هرجا كه خواهد و چون مىمرد ، گوشت آن را مردان خوردندى و به خورد زنان ندادندى ( دهخدا ) . ( 2 ) - كشف الاسرار 3 / 585 . ( 3 ) - اصل نسخه : « مىگفتند وجدنا » .